تبليغاتX
پنجره ای از آن خود
 
درباره وبلاگ
آدمی خودش را در میان دست نوشته های مکتوبش سانسور می کند. گویی عادت کرده ایم به سرکوب مداوم خواسته ها و تمایلاتمان.
نوشتن گویی در این میان تنها دریچه ای است که میتوان خود بودگی را تقویت کرد.
آن کس که دیگر خانه ای ندارد در نوشتن خانه می کند.
( تئودور آدرنو )
  درباره من    |     تماس با من    |     آرشیو
لباس شخصی آل استار به پا
• شنبه سی ام خرداد 1388 , 17:34
همه خیابان های منتهی به انقلاب پر بود از لباس شخصی. نه یکیُ نه دوتا بلکه چند فروند ... از همه با مزه تر این بود که وقتی از میدان انقلاب به سمت هفت تیر اومدم لباس شخصی های مسجدی به لباس شخصی های خوش تریب تبدیل می شدند. سر خیابان ویلا یه پسره ایستاده بودُ باتوم به دست و کفش آل استار به پا داشت. کلا ۶۷ دقیقه طول کشید تا  حجت بر من تمام شود. تمام شد. به راحتی. باید رفت. هرچه زودتر بهتر.

 



 /  نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن  /  شنبه سی ام خرداد 1388 , 17:34  / 
آب سر بالايي نمي‌رود
• سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 , 13:32
 با فريدون مجلسي پيرامون آنچه اين روزها در ايران مي گذرد در دل مي كردم . او تاكيد كرد كه به زودي به ايران باز مي گردد و برايم كوتاه نوشت "ما در قرن بیست و یکم هستیم. آب سربالایی نمی رود! توحش در برابر تمدن فرو می پاشد. به گوشه هایی از نظریه های جباریت نگاهی بیندازید! "

 /  نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن  /  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 , 13:32  / 
از روزنامه تا زندان راهی نیست
• یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 , 18:17
خیلی غیر راحت نشسته بودیم و داشتیم اخبار رو مرور می کردیم در روزنامه فرهیختگان که آقایان ریش قشنگ اومدند داخل تحریریه و رضا تاجیک رو بردند.عصر بود. از آسانسور بردنش پایین و بعد سوار ماشین شدند و ...... فکر کردم دارم فیلم می بینم. فیلم شدیم ها.

 /  نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن  /  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 , 18:17  / 
اندر احوالات مملكت ويرانه ما
• یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 , 14:54
انقلاب فرزندان خود را مي‌خورد. يكي يكي ، به نوبت. هر دم هم فرصت براي يكي از فرزندان انقلاب فراهم مي‌شود. ديروز نوبت بازرگان بود، امروز نوبت هاشمي رفسنجاني و ميرحسين موسوي. روزي كه مهندس بازرگان مقابل راي عده‌اي ايستاد و تسخير لانه جاسوسي را  برنتافت و استعفا داد. امثال آقاي هاشمي رفسنجاني و ميرحسين موسوي او را به بي كفايتي متهم كردند و وقتي قرار بود تا اقدامي براي رد صلاحيت شدن او از انتخابات رياست جمهوري انجام دهند سكوت پيشه كردند و حتي  از بد و بيراه گفتن به بازرگان كوتاه نيامدند. حالا هم نوبت تصفيه حساب  با ديگران است.



 /  نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن  /  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 , 14:54  / 
نفس بکش
• چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 , 14:22
سرت رو یک لحظه بالا می گیری و می بینی که خیلی از رفتارهای ساده زندگی رو هم می شود به همین سادگی فراموش کرد. گاهی خیلی تلاش می کنیم که روزمره نشویم و مثلا زندگی را در دست بگیریم یک ه می شود غوغایی که دیگر نه زندگی به دست ماست و نه ما در دست زندگی. اینطوری یعنی شرایطی که خیلی لذت های ساده زندگی از یادت میره. لذت اینکه عصرها پیاده در خیابان ها گزک کنی و تنها دغدغه ات زندگی کردن باشد.



 /  نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن  /  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 , 14:22  / 
پرسه زني فرهنگي
• سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 , 18:29

كتاب پرسه زني و زندگي روزمره از عباس كاظمي رو خوندم اين روزها. كتاب خوبي بود. تحليل كاظمي از مسائل مختلف برام جالب بود. از زوايه تازه و البته توام با مطالعات فرهنگي به تحليل مسائل مي پردازد اين استاد جوان. براي دوستاني كه مطالعاتي در حوزه مسائل زنان دارند پيشنهاد مي كنم كه دست كم بخش زنان پاساژرو را بخوانند.

* پ ن : براي ايمان كه اينقدر غر نزند به روز شد 

* كتاب در كتابخانه شخصي شيرافكن موجود است

 



 /  نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن  /  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 , 18:29  / 
فراموش می کنیم و تکرار
• شنبه پنجم اردیبهشت 1388 , 15:26
مریم مالک را می برند وزرا یا اوین چون در خیابان ورشو منتظر برگزاری یک برنامه بوده و پرستو اللهیاری  هم یک سال حبس تعزیری می گیردُ چون به قول دوستان فعال حقوق زنان بودن خودش جرمی است نابخشودنی. پیام منتقل می شود "فعالان عزیز  ُ لطفا مدتی خوب بترسید".                                 اینجا ایران ۸۸ است و آنطور که بویش می آید قرار است  بهارهای آینده حالا حالا ها همینطور باشد. دیروز دوستی برگشته بود از افغانستان عکس هایش را نگاه می کردم. مجله های زنان افغان و عکس هایی مربوط به دوره های پیش از جنگ و جهالت در افغانستان را. دلم گرفت. تاریخ گاهی بی دلیل تکرار می شود. الهه کولایی هم امروز در نشست گردهمایی زنان از فراموشی یکصد ساله تاریخ ایران روایت می کرد. ما فراموش می کنیم و تکرار. فراموش می کنیم و تکرار. تاریخ هم فراموشی ها را غنمیت می شمرد و کپی پیست می کند لعنتی. آسان تر است برایش از نوآفرینی. دلهره گرفته ام برای مریم عزیز که با آن حال بیمار امشب و فردا را باید در زندان بماند و دوستانی که هر کدام حکمی به دست منتظر تکرار تقدیری رقم خورده  از پیش اند و سناریو چیده شده . بهت همگی از آن رو ست که آقایان نزدیک انتخابات دست کم سوپایین می زدند حالا پا روی گاز به کجا می روندُ به گمانم تنها خدا عالم است. احتمال آمدن شما گویا بسیار است.



 /  نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن  /  شنبه پنجم اردیبهشت 1388 , 15:26  / 
اندر باب نوشتن
• جمعه چهارم اردیبهشت 1388 , 17:25
* می خواهم بنویسم، نوشتنم نمي آيد

* اين روزها يك كار خيلي مدني انجام مي‌دهم . روزي دو سه بار ايميل مي‌زنم كه چرا وبلاگم فيلتر شده ،حتي اين روزنامه قشنگمان. هيچ پاسخي نمي‌ايد و ما هم از پاي نمي‌نشينيم.

* اين فيس‌بوك زدگي راهم به درد ننوشتن  ها اضافه كنيد

 



 /  نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن  /  جمعه چهارم اردیبهشت 1388 , 17:25  / 
روایت دیگری از مسیح
• پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 , 10:21
کتاب من آزاد هستم کتاب روانی است که دو ساعته تمام می شود و تهش دوباره با یک مسیح شلوغ و پلوغ مواجه می شوی که کتابش را عباس معروفی ادیت کرده و در سراسر کتاب ردپای ایشان دیده می شود. داستان پردازی مسیح خیلی فرقی با گذشته ندارد فقط حسب تجربه از اینکه از ۷۰ نفر دوست و آشنا در کتابش یاد کند فاکتور گرفته و فقط خانم امانی را یاد کرده و یکی دو نفر دیگر را. به هر حال متن پی دی اف کتاب را جایی ندیدم اما اگر کتاب به دستتان رسید به یک بار خواندن می ارزد. دست کم برای این همه اوقات فراغت عیدانه نوروزانه تان خوب است.

 



 /  نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن  /  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 , 10:21  / 
حس شگفتی ساز (the reader)
• جمعه نهم اسفند 1387 , 19:42
مدت ها بود كه فيلم نديده بودم. مثل كتاب كه مدت هاست هيچي نخوانده ام. اما گاهي دري به تخته اي مي خورد و وسط شلوغی یک فعالیت مثبت انجام مي شود. گاهی هم شانسی فيلم خوبی ديده مي شود كه كمي اين زندگي خارج از حد تحمل را پذيراتر مي كند. با نرگس نشستيم به تماشای "ریدر".كمي از بي حوصلگي اين روزهايم كاست. در ریدر "کیت وینسلت" و "رالف فینس" بازی می کنند. تقریبا فیلم با یک ریتم خوب و یکدست پیش می رفت که آخر کاری رسید به بازخوانی اتاق های گاز و ... که خوشم نیامد. گویی که به زور بخواهند به فیلم چیزی بچسبانند که خوشبختانه سی دی هم هنگ کرد و ما در بخش دلخواه فیلم را به اتمام رساندیم.

 



 /  نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن  /  جمعه نهم اسفند 1387 , 19:42  / 
آرشیو
• خرداد 1388
• اردیبهشت 1388
• اسفند 1387
• بهمن 1387
• دی 1387
• آذر 1387
• آرشيو
روزنامه نگاران
• همایون خیری
 • اردوان‌روزبه
 • نگین‌شیرآقایی
 • تورش
 • مهساجزيني
 • فرزانه ابراهیم زاده
 • مقاله‌های‌جامعه‌شناسی
 • دكتر حسن نمكدوست
 • فريده غايب
 • كانون زنان ايراني
 • مریم شبانی
 • فاطمه ظریف جلالی
 • مریم رضایی
 • ترانه بني‌يعقوب
 • ايمان پاك‌نهاد
 • مصطفاخلجي
 • كاوه مظفري
 • حمیدابراهیم زاده
 • حنايي كاشاني
 • سجاد نوروزي
 • مهجاد
 • نفيسه‌زارع‌كهن
 • رسول‌نمازی
 • پوياباقري
 • فهيمه‌خضرحيدري
 • پژمان موسوي
 • علی ناظم‌زاده
 • مصطفا قاجار
 • آيدين مسنن
 • مسعود رحمتي
 • مجيد اعزازي
 • فريد مدرسي
 • محبوبه خوانساری
 • محمد عابدزاده
 • مريم ميرزا
 • بهمن احمدي امويي
 • محبوب حسين‌زاده
 • مسيح علي‌نژاد
 • مسعود بهنود
 • شیده لالمی
 • فرناز سيفي
 • آرش نراقي
 • منصور بوستاني
 • شهروند امروز
 • مرجان حاجي‌رحيمي
 • فاطمه علي اصغر
 • محمود مقدسي
 • مرضيه كوهستاني
 • ندا دهقان
 • نسرين افضلي
 • اعظم ويسمه
 • مريم نصر اصفهاني
 • فاطمه مقدسي
 • الينه
 • بهنام پاكزاد
 • حميد جعفري
 • مليحه حسيني
 • زهرا مداح
 • بابك حيدري
 
لینک های روزانه
• .....
• آرشیو لینک های روزانه