تبليغاتX
پنجره ای از آن خود

املي مي رود توي خيابان . مدام تخيل مي كند . با اين دوبله مزخرف شبكه چهار  فقط غير معمول بودن اين دختر آدم را مي كشد به ديدن ادامه ماجراي فيلم. بهتر بود صداي "جودي ابوت"، به جاي املي صحبت مي‌كرد، نه اين صداي سنگين{ مدام بيخ گوش نيلوفر به دوبله فيلم غر مي زنم}

سنگ پراندن روي آب، دست فرو كردن توي كيسه حبوبات و مدام تخيل صحنه‌هاي نيامده را داشتن، تصوير ساده دنياي  املي اهل مونت كومري است.

جنگ مي شود يا نمي شود . ديگر اصلا مهم نيست . ژان رنه به نقش فواد شاعر عراقي در فيلم"ببر و برف" " "روبرتو بنینی" يك سوال مطرح كرد چرا مردم جنگ مي كنند؟

"دنيا  با انسان به وجود آمد و بدون انسان به پايان مي رسد" به همين سادگي . حالا چه خيالي كه جنگ مي‌شود يا نمي‌شود و يا كي مي‌شود.

در فيلم بنینی  جنگ كويت و عراق بود گويا . حالا كه جنگ عراق و عراق است . يا عراق و روح سرگردان حزب بعث . يا شايد عراق و سرنوشتي نامحتوم.

 چه فرقي مي كند،  جنگ وشحي ترين صورت زندگي آدمي در كره خاكي زمين است.  

دخترك در "لولارنت"،  هنوز به سر صحنه آخر فيلم نرسيده . هي تصميم كارگردان براي سكانس  پاياني تغيير مي كند.  يك اتفاق ساده چيدمان فيلم را زير و رو مي كند و من مخاطب ته دلم مي گويم سكانس هاي تكراري بي تامل من. دخترك هر سه بار پابه پاي  روايت فيلم مي‌دود . اتفاق‌ها اما متفاوت اند. دويدن همان دويدن. زمان همان زمان و شخصيت ها همه يكسان به سه روايت فيلم .

اگنس از استخر بيرون مي شود . دستش را با يك حالت خاصي بالا مي برد . "کوندرا"، سيگارش را توي جاسيگاري به ته مي نشاند . خودكار بيك آبي روي كاغذهاي بي روح كاهي ضرب مي گيرد. بيگانه مي شود . بيگانه مي كند.  سرايش جاودانگی است گويا كه شروع مي شود. اگنس خلق مي شود.

در صفحه هاي مياني كتاب اما هنوز متوقف مانده ام. 

نوشته شده توسط آمنه شیرافکن در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386 |
 يك نشست دوستانه  مانند آنچه ديشب در دفتر ادوار تحكيم وحدت با موضوع  "جنبش زنان؛ تهديدها و مقاومتها" برگزار شد فرصت مناسبي است براي مشاهده رفتارهاي اجتماعي فعالان و منتقدان جنبش زنان،دغدغه ها، بيم ها و اميدشان .
 نشست جنبش زنان؛ تهديدها و مقاومتها"  از آن جهت خوب بود كه تقريبا  افرادي از تمامي طيف هاي جنبش در آن حضور داشتند . جنبشي كه در اقليت فعالان خود داراي شاخه هاي فكري متعددي است كه گاهي اوقات پيشبرد اهداف آن را به شكل  منسجم دشوار مي سازد.
برنامه با سخنراني عباس عبدي آغاز شد با لحني متعادل تراز هميشه و با رويكردي جامعه شناختي .
در برنامه ديشب دو موضوع اصلي بود كه در خلال طرح مباحث از سوي سخنرانان قابل نقد بود.  .  ايرادي دو سويه كه هم  شامل حال   منتقدان مي شود و هم  فعالان جنبش زنان ايران .
عباس عبدي از ديدگاه جامعه شناسي كه منظري بي طرف و بر مبناي تحليل و نظريه است در نقد جنبش زنان اين سوال را مطرح كرد كه مطالبات و خواسته هاي اين جنبش در آينده چه خواهد بود؟ وي همچنين جنبش را از اين منظر كه خواسته هايي گاه غير واقعي و به دور از تطبيق با وقعيت ها دارد به نقد كشيد . مثالي زد درباره حق  حضانت و اينكه حالا بياييم و حق حضانت را به زنان بدهيم آيا اين موضوع به نفع زني است كه در روستاهاي دورافتاده ار اين پس بايد بار مخارج تامين هزينه زندگي فرزندش را نيز به دوش بكشد؟
سوال به جا بود اگرچه نگراني و انتقاد صريح برخي دوستان از جمله شادي صدر را به فاصله چند دقيقه بعد از اتمام سخنراني عبدي به دنبال داشت.
سخن عبدي و واكنش صدر نكته قابل تامل نشست ديشب در دفتر اداوار بود. نوشته هاي عباس عبدي اگرچه همواره با رويكري جامعه شناختي مطرح مي شود اما  دچار همان كاستي هايي است كه در آرا  غالب جامعه شناسان كنوني ايران به چشم مي خورد.
فاصله از عينيت ها و مثال هايي كه در نهايت نظريه و نگاه ويژه جامعه شناس را بر اساس چارچوب هاي واقعي و بومي شكل مي دهد. عبدي گويا اندكي از واقعيت هاي ملموس كنوني جنبش زنان بي خبر است. از آنچه جمع قابل توجهي از زنان را دور هم آورده است تا بخواهند از مطالبات حقوقي زنان دفاع كنند، از نمونه هاي عيني، از مصاحبه هاي عميق از دغدغه ها و نگراني هاي مدام .

همراهي همدلانه با جنبش زنان _ مريم شباني 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آمنه شیرافکن در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386 |
 

يخ آب مي شود در روح من

در انديشه ام

بهار؛ حضور تو است

 بودن تو است

نوشته شده توسط آمنه شیرافکن در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386
شوراي شهر از جمله  نهادهايي است كه در نظام سياسي كشورها، مكاني براي تمرين ساده رفتارهاي مدني و مشاركت سياسي _ اجتماعي به شمار آيد. در ايران بر سياق هميشه شورا كاركردهاي ويژه خود را دارد.  خوابگاه پيرمردان است و سالن كركري خواني دوستان حامي قاليباف و احمدي نژاد. به اين  صف متحد سياسي از اين پس اضافه بفرماييد اصلاح طلبان تازه از راه رسيده  را.
شايد بحران صف آرايي طيف هاي مختلف سياسي كشور را در نماي كوچكي  بتوان  از فرداي تشكيل نخستين جلسه شوراي سوم حس كرد. بحراني كه اين بار بيش از گذشته خود را در طيف راست سنتي نشان مي‌دهد، در نخستين اقدام مشترك براي انتخاب شهردار آينده.
نكته قابل تامل ديگر در فعاليت اين دور از شوراي شهر محدوديت هايي است كه اين روزها گريبانگير نهاد شورا شده است. اصلاح بخش هايي از قانون شوراها در مجلس شوراي اسلامي راه را براي هرگونه جولان اين نهاد  بسته است. آقايان گويا فراموش كرده اند كه از كدام پل ْآمده اند كه اينگونه انفجار پل هاي پشت سرشان را نشانه گرفته اند. كار به جايي رسيده كه "مهدي چمران"، محافظه كار هم ديگر نمي تواند موزيانه پرسش هاي خبرنگاران را بي پاسخ بگذارد و اين روزها اساسي در پي افشاگري است.
دولت احمدي نژاد بيچاره اين روزها مغضوب همگان است. سياست هاي عوام فريبانه دارد حاميان پيشين وي را هم دلواپس آب و هواي سياسي آينده مي كند. همگان به سهم خواهي سياسي آمده اند ، جايي كه سهام سياسي پيش فروش مي شود.

نوشته شده توسط آمنه شیرافکن در دوشنبه بیستم فروردین 1386 |
 تهران .زاهدان.مشهد. تهران. بروجرد. طرقبه. شاندیز. نغندر. تعطیلات خود را اینگونه گذراندم.
به اضافه اینکه  اعتیاد به کوه نوردی و پیاده روی های درست و حسابی هم فراموش نشد.
شب ها هم مرور کتاب در دست ترجمه؛ مثلا تنها  کار مفید به فایده زندگی ام بود. با "فاطمه مرنیسی"،ُتا فصل 9 کتاب پیش رفتم. چه قلمی دارد این زن مراکشی فمنیست. چه دیدی .همه آدمهایی که فکرش را هم نمی کنید یک هویی وسط فصل های کتاب سبز می شوند. خمینی ،  خیام ، شهرزاد و حتی هارون الرشید. توضیح و تفسیر کتاب بماند برای یک ماه آینده.

خوشبختانه از شلوغی مشهد تنها باران های مداومش به ما رسید و هر روز تمام شهر  را از بالای کوه های آب و برق رصد کردن.روی خاک باران خورده دویدن و زنبق های کوهی را به تماشا نشستن.همین.

*مشکوک به هک شدنم. پست قبلی بلاگ پریده. متخصصان دارند علت یابی می کنند. از بد روزگار وقتی هم متوجه شدم به دلیل تعویض ویندوز مطلب داخل کامپیوتر هم پریده بود.

نوشته شده توسط آمنه شیرافکن در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 |
نوشته شده توسط آمنه شیرافکن در پنجشنبه نهم فروردین 1386 |
 

به این خدا کافر شدم

 و کفر نزد من واجب است

 و نزد مسلمانان زشت

"حلاج "

نوشته شده توسط آمنه شیرافکن در پنجشنبه نهم فروردین 1386