• سه شنبه نوزدهم دی 1385 , 17:27
آقاي "بوردیو" نگاه خوبي نسبت به سبك زندگي روزنامه نگاري و در كل اين شغل شريف ندارند. آقاي بورديو كه هميشه به دنبال سرمايه اجتماعي اند در سبك هاي مختلف زندگي، شايد به اين نكته رسيده اند كه سرمايه اجتماعي يك روزنامه نگار بيش از اندكي در سطح زيستن چيز ديگري نيست. در سطح زيستني كه به قول خيلي از مبتلايان آن چنان زيبا و جذاب مي شود كه در بلند مدت اعتيادي در آدمي به وجود مي آورد كه نگو و نپرس.
همين چند هفته پيش استاد حقوق محترم خطاب به اينجانب هميشه غايب در كلاس آنجانب گفتند كه زندگي شما خانم شيرافكن سبك ژرونال پيدا كرده.( چيزي مرادف با سهل انگار بدون توجه و شايد به شكل مودبانه مزخرف)
حالا دارم به آن كلام شيوا پي مي برم . حالا كه در پرس كاري گرفتار شده ام . حالا بيشتر از هميشه زده ام به سيم آخر و چه لذتي دارد اين سيم آخر. بي خيال درس و كار و امتحاناتي كه دارند به تاز مي آيند. يك بليط اهدايي از فرزانه را بگذارم توی جيبم و بعد از اينكه هنوز طعم لذت "اركستر ملي" ته گلويم مانده پياده بزنم و بروم تئاتر "نوای اسرار آمیز" را ببينم. همين مي شود سبك زندگي سهل نگارانه من. به سيم آخر زدن . بي خيال مكتوبات استاد راهي تئاتر شهر شدن در يك هواي دلپذير دي ماهي. اين هم به افتخار تولدم .براي خودم كه در سيم آخر شتاب گرفته ام .
/ نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن / سه شنبه نوزدهم دی 1385 , 17:27 /
