قدرت در وادي جنون هم وارد مي شود . داشتم كتاب جنون فوكو را مي خواندم. قدرت اگر دقت كني بافتي مدام در حال توليد است كه تقريبا وارد هر عرصه اي مي شود. به چنگ مي آورد و مي شناسد. به قولي اعتماد به نفسش بالاست. علم نوعي ابزار است براي قدرت كه بشناسد و به مهار در آورد.
جنون قرنها پيش به اعتبار بايد و نبايد و هنجارها بود كه نسخت به عرشه كشتي ها رفت و بعد هم به دارلمجانين محدود شد.
هر بار نوشته هاي فوكو را مي خوانم فكر مي كنم اي كاش به جاي اين اراجيف روش تحقيقي مزخرف چند واحدي در كلاس هاي درس و واريانس هاي بي حاصل كمي درباره روش هاي تحقيق اينچنين مي گفتند.
دلم از اين همه كميتهاي بي حاصل مزخرف به هم ميخورد. باستان شناسي علم؛ روش تحقيق علمي فوكو. مي رود توي كتابخانه مي نشيند و بعد ميان آن همه اسناد قديمي تاريخ ديوانگان را به جنون قدرت پيوند ميزند. دلم نمي خواهد بروم و ميان مدارك اسناد و كتابخانه هاي غبار گرفته مشاركت مدني زنان در تهران را بررسي كنم. دلم مي خواهد به همين روش هايي كه استادانمان توي دلشان به آن مي خندند بندانم از چه جنس است اين جنون هاي مدام. جنوني كه جنسيت نمي شناسد.
پ ن : این روزها از روی وبلاگ مسعود مدام آهنگ های فرانسوی گوش می کنم. هیچ نمی فهمم. فقط کمی ادم را آرام می کند. برای اینکه تمام روز را بیهوده یله باشی در برف.
/ نوشته شده توسط : آمنه شیرافکن / چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 , 12:13 /

